محمد جعفر بن محمد حسين نائينى
4
جامع جعفرى ( فارسى )
نيك پى » به قدم انتساب به خاقان سعيد شهيد و داراى كشورگشاى بىكفو و نديد مىپيمود ، يعنى از صلب رضا قلى ميرزا خلف الصدق نادر شاه افشار و از بطن مهد عليا و ستير كبرى فاطمه سلطان بيگم صبيهء شاه سلطان حسين صفوى مىبود بر احدى ديگر ابقا ننمود . و بعد از انقضاى زمانى قليل كه رايت اقبال عليقلى خانى انتكاس يافت برادرش ابراهيم خان كه به اسم پدر تسميت يافته بود نوبت رياست به اسم خود بلندآوازه ساخت . [ 1 پ ] تفصيل اين اجمال آنست كه در صروف زمانى كه عليقلى خان بزعم خود به تقديم شرايط استقلال در امر جهاندارى مىپرداخت برادر كهتر خود ابراهيم خان را سردار و صاحباختيار دار السلطنهء اصفهان نموده روانهء آن سامان ساخت و خود بعد از تقديم شرايط تنبيه دربارهء متمردان اكراد خبوشان و تسكين هيجان مادهء طغيان ايشان بواسطهء قحط و غلائى كه بعد از واقعهء نادرى در خراسان سمت حدوث يافته بود لواى توجه به جانب مازندران افراشت و سفينهء عزيمت را تا انقضاى مدت نه ماه در آن سامان لنگر توقف افگنده داشت . در خلال اين ايام اسبابى چند كه مايهء سركشى ابراهيم خان در اصفهان مىبود مسلك اجتماع پيمود . از آن جمله پيوستن سپاه اوزبك و افغان به لشكر ابو ابجمعى او بود . بيان اين مقدمه آنست كه بعد از انتشار واقعهء نادرى اللهيار خان افغان غليجه و عطا خان سركردهء اوزبكيه كه در عهد سلطنت آن پادشاه ذيجاه حسب امر همايون حاشيهنشين محفل ممالك روم و شهر زور بودند